پژوهشكده تحقيقات اسلامى

37

سرداران صدر اسلام (فارسى)

خلافت مىدانست و از حق آن بزرگوار دفاع مى كرد . او همواره آرزويش اين بود كه على عليه السلام منصب امامت رابه دست گيرد وحكومت در مسير صحيح خود واقع شود . از اين رو ، وقتى عمر ، خلافت‌راپس از خود در يك شوراى شش نفره قرار داد ، ابن عباس به على عليه السلام گفت : خلافت‌به مانخواهد رسيد . اين مرد ( يعنى عمر ) اراده كرده است كه عثمان خليفه شود . على عليه السلام فرمود : من هم اين رامى دانم ، ولى من در شورا داخل خواهم شد ، چون اكنون عمر مرا براى احراز مقام خلافت حائز شرايط دانسته‌است ، درحالى كه پيش از آن مىگفت : « رسول خدا صلىالله عليه و آله فرموده است : پيامبرى و امامت دريك خانواده جمع نخواهد شد . » پس من در اين شورا داخل خواهم شد تا به مردم ثابت كنم كه عملش نقيض روايتى است كه از رسول خدا روايت كرده است . « 1 » نظر ابن عباس در بارهء كارگزاران عثمان ابن عباس پيوسته پيشنهادها ونظرات خود را در امور كشوربه سمع على عليه السلام مى رسانيد و آن حضرت با او به شور ورايزنى مى نشست . نظر ابن عباس در مورد عمال وكارگزاران عثمان اين بودكه آنان بايد تازمان تثبيت اوضاع ، در مقامهاى خود باقى بمانند ، ودرغير اين صورت آنها كشته شدن عثمان رادست‌آويز كرده ، وغائله و آشوب برپا خواهند كرد . ابن عباس گويد : عثمان مرا به سالارى حج گمارده من به مكّه رفتم و حج رابرگزار كردم .

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 189 .